به نام خداوند سبحان
نفس حبس مکن که حبسیه می شود ترانه ام
خون به آیینه فکن تا شوی سرفه ی مستانه ام
سرفه ی مستانه ام
ای که درد را رقصان تویی
ساغر تن را عصیان تویی
کمتر آه به دل ساز کن
با آن پیکریک دیگرت ناز کن
گهی یاد آن انبازکن
هرکه فرسایش کند باسرکه ات آن می شوم
گندمی ست چهره ام درتنوردیده ات نان می شوم
تا به کی روح زتنم درحکم تبعید توست
روح به تن باز رسان که دردمش یک جان می شوم
–ساعت1:04
3/11/94
یادداشت های آیدین نعمتی منصور...ما را در سایت یادداشت های آیدین نعمتی منصور دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 175