به نام خدا
شب ,داخلی ,یه فنجون روی میزه
یه جوون نشسته پشتش می ترسه چای بریزه
ترس می لرزه از دستاش
میگه کاش بیوفته اینجا راش
خالیه خیلی خالیه اینجا جاش
باز- تخت خواب تنی که نمی ره به آسونی به خواب
ناز خاطری که خاطره هاشو کرده جواب,سراب
تبش خیسه آفتاب می چکه از تنه ش
مشت به سایه می کوبه تا رها شه از تنش
زیر پاش داره میریزه ته صدایی که از جنس پاییزه
به هر پلی که می ر سه حالشو بهم میریزه
یادداشت های آیدین نعمتی منصور...
ما را در سایت یادداشت های آیدین نعمتی منصور دنبال میکنید
برچسب: تور داخلی شب یلدا, نویسنده: بازدید: 212